به گزارش “کاروانسرا”وقتی گیاه گون که در لهجه راوری به آن گین (Gin) میگویند خشک شود آنچه از ساقه و ریشه آن باقی میماند، پوست آن است. اگر گیاهی که خشک شده جوان باشد، یا این پوستها مدت زیادی با خاک در تماس نبوده باشند مرغوبیت بیشتری دارند و رنگ آنها سیاه و براق و […]
سه گونه گون در کوهها و مراتع راور میروید و شناخته شده است که در بین دامداران به “گین” (Gin) ، “مارگین” (Mar gin) و “علم گین” (Alam gin) معروفند. از هر سه گونه این بوتهها کتیرا بدست میآید، کتیرای حاصل از بوتههای مارگین شفافتر و مرغوبتر است که فعلا موضوع بحث ما نمیباشد. اما سرمهای که از ساقههای علمگین تهیه میشده به دلیل اینکه ساقه این گیاه تماس کمتری با خاک دارد دارای مرغوبیت بیشتری بوده است.
برای تهیه سرمه ابتدا این پوستها را جمعآوری و تمیز کرده؛ پس از آن اجاقی را آماده و یک تاوه یا تخته سنگ نرم و صاف روی آن قرار داده و سوراخ و روزنههای اطراف اجاق را با گل مسدود میکردند به طوری که دود حاصل از سوختن، از جایی به بیرون درز نکند و تمام آن در اجاق محبوس بماند. سپس ساقه گون (چراغ گینو) را در اجاق قرار داده و آن را آتش میزدند. دوده حاصل از سوختن پوستها به زیر سنگ یا تاوه میچسبید. وقتی به اندازه کافی دوده جمع شد سنگ را برداشته و به آرامی دودهها را از روی آن جمع کرده و در ظرفی تمیز با مغز استخوان گاو یا بز که از قبل آماده شده بود مخلوط نموده و ورز میدادند تا حالتی خمیر مانند به خود میگرفت. نسبت مخلوط کردن مواد و مقدار ورز دادن آنها و کلا کار سرمهگیری به مهارت زیادی نیاز داشته و افراد خاصی توانایی تهیه سرمه با این روش را داشتهاند. (یکی از این افراد مادر بزرگ مرحوم اینجانب بوده که حدود ۳۰ سال پیش به رحمت ایزدی رفته است – روحش شاد)
پس از طی مراحل بالا، سرمه آماده میشده و بدلیل نبودن سرمهدان یا ظرف دربدار، سرمهها را در صدفهای دریایی که به قولقو (Qovleqoo) معروف بود ریخته و برای جلوگیری از آلودگی و گرد و خاک، صدف را در دستمالی پیچیده یا در کیسهای که به همین منظور آماده کرده بودند قرار میدادند و به همراه سایر داروهای محلی (غیر گیاهی) و کمیاب در کیسه پارچهای که دولایه است و از تکه پارچههای اضافی و رنگارنگ و به روشی خاص دوخته میشود و به آن “دولو سورمهدون” (Dulu surmedun) میگویند قرار میدادند. (داروهای گیاهی را در کیسهای بزرگتر که به همین روش دوخته میشود و به آن دولو افتندون (Dulu eftendun)میگویند قرار میدهند و هر دو اینها به همراه دولو قندی و دولو خیاطی از اجزاء حهیزیه دختران محسوب میشدند.) درکرمان به این کیسه ها مفرشو (Mafrshoo) یا مفشو (Mafshoo) میگویند.
در کتاب “فرهنگ لغات و اصلاحات مردم کرمان” نوشته “دکتر ابوالقاسم پورحسینی” در این باره میخوانیم:
(مفرشو قندی: برای دوختن آن پارچهای را به صورت دایره میبرند و بعد قطعه پارچه دیگری که عرض آن حدود ۲۰ سانتیمتر است انتخاب نموده، طول آن به اندازه محیط آن پارچه گرد است. سپس آنها را به هم میدوزند؛ آستر میکشند و بالای آن را سجاف میگذارند و بند میکشند و برای انواع چیزها استعمال میشود. مفرشو قندی، مفرشو دوایی، مفرشو سوزن نخی و غیره)
صدف دریایی که سرمه را در آن قرار میدادند
صدف دریایی (قولقو) که سرمه در آن قرار میگرفت و میله برنجی جهت استعمال سرمه
هنگام خواب در شب، با کمک میلهای که از استخوان گاو تراشیده شده بود یا میلههای نقرهای یا برنجی، این سرمه را در چشم خود میکشیدند.
از این سرمه به عنوان سوغات یا هدیه و پیشکش نیز استفاده میکردند.
استفاده از مغز استخوان گاو یا بز نر و میلههایی که از استخوان گاو یا نقره ساخته میشد به این دلیل بوده که اعتقاد داشتند این مواد از نظر خاصیت دارویی، خنک هستند و باعث کاهش خستگی چشم میشوند و به نور و جلای چشم کمک میکنند. در بعضی موارد برای زیبایی و آرایش چشم نیز از این سرمه استفاده میشده، اما بیشتر به جهت خاصیت داروییاش کاربرد داشته است.
امروزه با وجود انواع لوازم آرایش و داروهای شیمیایی فراوان و متنوع، دیگر حتی کسی نمیداند که چنین سرمهای هم وجود داشته یا چگونه تهیه میشده. باشد که بدین وسیله؛ گوشهای از هنر و مهارت نسل گذشته خودمان را که با کمترین امکانات و بدون داشتن سواد و معلومات کارهای زیادی انجام دادهاند و ضمن کمک به اقتصاد خانواده هنر خود را نیز به نمایش میگذاشتند، برای نسل جدید بازگو کرده و از فراموشی آن جلوگیری کنیم.
امیدوارم به کمک تصاویر و توضیحات ناقصی که بیان شد توانسته باشم مراحل مختلف این هنر و صنعت را برای شما شبیه سازی کنم.
با سلام خدمت شما دوست عزیز
آموزشی که شما ارائه کردین شاید در روزگارانی که طبیعت پربارتر بود می توانست مورد استفاده قرار گیرد اما امروز با کم لطفی که در حق طبیعت می شود این آموزش ها فقط بلای جان طبیعت است .
ما باید به فکر حفظ طبیعت باشیم تا خودمان محفوظ بمانیم.