در نتیجه مقاومت سران نظام با حمایت همه جانبه از سوی شبکه های اجتماعی باعث شد روند مذاکرات از سوی غربی ها به خواسته جمهوری اسلامی ‘ مذاکرات فنی و کارشناسی ‘ در مسیر واقعی خود قرار بگیرد. پایگاه اطلاع رسانی کاروانسرا کارشناسان معتقد هستند که در روند مذاکرات “استانبول، بغداد ومسکو” چهار راهبرد […]
در نتیجه مقاومت سران نظام با حمایت همه جانبه از سوی شبکه های اجتماعی باعث شد روند مذاکرات از سوی غربی ها به خواسته جمهوری اسلامی ‘ مذاکرات فنی و کارشناسی ‘ در مسیر واقعی خود قرار بگیرد.
پایگاه اطلاع رسانی کاروانسرا
کارشناسان معتقد هستند که در روند مذاکرات “استانبول، بغداد ومسکو” چهار راهبرد در دستور کار تیم مذاکره کننده غربی قرار داشته است که این راهبردها تا کنون به دلیل استفاده تیم مذاکر کننده هستهای ایران از روشهای منطقی و فنی منجر به شکست شده است.
متن زیر به بررسی چهار راهبرد غرب در سه دور مذاکرات ایران با ۵+۱ پرداخته است تا ضمن تبیین شرایط جمهوری اسلامی را در مذاکرات کارشناسی آینده در استانبول، زمینه معرفی راهکارهای مناسب برای مقابله با راهبردهای غرب را فراهم کند.
مذاکره برای مذاکره
در پی مذاکرات، تیم مذاکره کننده ۵+۱ هم زمان که تهدید به تحریم را در دستور کار خود قرار داده بود برای مذاکره نیز اعلام اماده گی می کرد و با توجه به این که از پتانسیل بالای رسانه ای برخوردار بود مذاکره برای مذاکره را در دستور کار خود قرار داده بود و نیز با به حاشیه بردن روند گفتگوها به دنبال آن بود که هیچ گونه نتیجه مثبت و یا منفی از دل جلسات حاصل نشود.
مدیریت افکار عمومی
غرب از خلع مدیریت افکار عمومی توسط رسانه های داخلی استفاده کرد و افکار عمومی را با برنامه ریزی از پیش تعیین شده در دست گرفت و سعی کرد اقتصاد داخلی را با مسائل هسته ای ترکیب کند و مردم را از شعار ” انرژی هسته ای حق مسلم ماست ” دور سازد و به وسیله تحریم های اساسی مانند تحریم خرید نفت و تحریم بانک مرکزی مردم را رو بروی سیاست های نظام قرار دهد تا جایی که مردم با اعتراضات خود دیگر از سیاست های هسته ای کشور حمایت نکرده و بدین وسیله نظام با مردم وارد چاش شده و از پافشاری در سیاست های هسته ای خود عقب نشینی کند و در ادامه به دنبال آن بودند که مردم را به این نتیجه برسانند که بقاء موضوع هسته ای با بقاء جمهوری اسلامی منافات دارد.
به حاشیه بردن مذاکرات و خرید زمان
تیم مذاکره کننده ۵+۱ در روند مذاکرات به دنبال خرید زمان بود تا با استفاده از چالش هسته ای با ایران در بین رسانه های خارجی انها را از پرداختن به تنش های سیاسی – اقتصادی که گریبان گیر سران اروپا و آمریکا است، منحرف سازد واز سوی دیگر ایالات متحده آمریکا به دنبال آن بود که فضای انتخاباتی ریاست جمهوری را که قرار است در آبان ماه برگزار شود را در فضایی به دور از تنش های سیاسی به پایان برساند ومهمترین چالشی” تأمین انرژی” که غرب را تحت فشار قرار داده بود که با فرارسیدن فصل گرما ازطرفی قیمت انرژی های فسیلی کاهش پیدا می کند و هم مقدار مصرف آن از سوی مصرف کننده به صورت چشم گیری کم می شود و تهیه و ذخیره سازی انرژی به سهولت صورت می گیرد.
تکرار تهدید به حمله نظامی
راهبرد دیگری که از سوی طرف غربی در روند مذاکرات به وضوح قابل مشاهده بودعنصر تهدید حمله نظامی به تأسیسات هسته ای بود که توسط لابی صهیونیستی به تیم مذاکره کننده ۵+۱ دیکته شده بود و در همین رابطه مقامات روسیه به عنوان یکی از طرف های مذاکره کننده هشدارهایی را به مقامات اروپایی و علل خصوص لابی صهیونیستی داده بودند که در صورت حمله نظامی به ایران سند نابودی خود را امضاء کرده اید.
گفتنی است اروپا- امریکا در تمامی مذاکرات به عنوان بازیگران آشکار، خواسته های لابی صهیونیستی را اجرا می کردند و هیچ گونه ابتکار عملی از سوی خود نداشتند.
باید یادآور شد در نتیجه مقاومت سران نظام با حمایت همه جانبه از سوی شبکه های اجتماعی باعث شد روند مذاکرات از سوی غربی ها به خواسته جمهوری اسلامی ” مذاکرات فنی و کارشناسی ” در مسیر واقعی خود قرار بگیرد.(منبع محدوده)
