به گزارش “کاروانسرا” به نقل از ناب نیوز، در طول تاریخ موارد زیادی وجود دارد که افراد به دلیل خطاهاو جرم هایی که داشتند تنبیه آنها طرد از جامعه بوده و به مردم اعلام شده است که بنا به مصلحت با این افراد مراوده و رفت و آمد نداشته باشید. دو نمونه مثال می آورم :سامری […]
به گزارش “کاروانسرا” به نقل از ناب نیوز، در طول تاریخ موارد زیادی وجود دارد که افراد به دلیل خطاهاو جرم هایی که داشتند تنبیه آنها طرد از جامعه بوده و به مردم اعلام شده است که بنا به مصلحت با این افراد مراوده و رفت و آمد نداشته باشید. دو نمونه مثال می آورم :سامری در زمان حضرت موسی که پس از طول کشیدن سفر حضرت موسی به کوه طور گوساله پرستی را بین مردم رواج داد و پس از بازگشت و پس از بازگشت حضزت موسی به شدت توبیخ کرد و سامری را حصر نمود و به مردم دستور داد که رفت و آمدی با وی نداشته باشند.
نمونه ی دیگر اینکه در زمان پیامبر ۲ نفری که از دستور پیامبر(ص) تمرد کردند و به جهاد نرفتند پیامبر دستور دادند مه کسی با انها رفت و آمد نکند و به شدت مورد توبیخ قرار گرفتند و البته به نوعی مورد حصر قرار گرفتند و مصلحت ایجاب می کرد به این شکل تنبیه شوند .
گرچه این افراد به کوه و دشت رفته و به درگاه خداوند تضرع کردند و توبه نمودند و بخشیده شدند اما اصل مطلب این بود که حصر افراد مجرم یک نوع تنبیه قانونی است و مصالح گاهی ایجاب می کند افراد مجرم اینگونه متنبه شوند.
انقلاب اسلامی در طول دوران عمر پر برکت خویش پستی و بلندی های زیادی داشته و ضربان سهمگین از سوی دشمنان و گاه دوستان منافق دریافت کرده است که بسیاری از آنها در مقابل باشد مردم با ایمان مواجه و تنبیه هم شدند . اما یکی از مواردی که دشمنان خارجی و داخلی با یکدیگر متحد شده بودند هر یک با انگیزه های مختلف فتنه ۸۸ بود، فتنه ای که ریشه در سالهای دور داشت و اما چون غده ای چرکین در انتخابات ۸۸ سرباز کرد و در این فتنه ریزش هایزیادی داشتیم مدعیان انقلابی چهره نفاق آنها رو شد و علی رغم اینکه دست دشمن را می دیدند ولی به شدت به فتنه دامن زدند و ۸ ماه آرامش مردم را به هم زدند و خون های زیادی را ریختند و دشمن را امیدوار کردند علیه اعتقادات مردم و به ویژه به عاشورای حسینی توهین کردند و همین جسارت باعث شد تا مردم انقلابی صبرشان لبریز شده و در روز ۹ دی ماه ۸۸ بساط فتنه را جمع کنند و خانه شیطان را به آتش کشیدند و دست دشمن خارجی قطع شد و ۲ نفر از سران منافق فتنه داخلی را با رأفت اسلامی بنا به مصلحت تحت نظرگرفته و حصر کردند که یک عمل قانونی و منطقی و عقلانی بود چنانچه دشمن را هم این تدبیر متحیر کرد چون دشمن انتظار برخورد به زندانی کشیدن این چهره های سوخته و یا حتی اعدام آنها را داشت تا قهرمان پوشالی از آنها بسازد زیرا با زنده آنها کاری از پیش نمیبرد و لذا مرده آنها پیراهن عثمان کند و مجددا با احساسات عده ای فتنه را شعله ور نماید.
این تدبیر که دشمن را هم وادار به تحسین کرد ولی بیکار ننشست و مجددا دست به تبلیغات زد که حصر این افراد غیر قانونی است و متأسفانه یکی از خواص بی بصیرت و نادان بدون درک شرایط و مصلحت نظام از تریبون نظام استفاده کرد و ضمن جنجال بیهوده با یاوه گوئی و یوم الشیطان خواندن یو الله ۹ دی آب بر آسیاب دشمن ریخته و به ملت بزرگ و هوشیار ایران توهین می نماید و وقتی از سوی نمایندگان ملت مورد انتقاد قرار می گیرد باز بر حرف های بیهوده و نابخردانه خود ادامه می دهد .
او که نماینده مردم است سنگ منافقین و سران فتنه را به سینه می زند و بلندگوی حرف های شیطانی دشمن شده است ، او که فرزند یک مرد بزرگوار است ولی گویا هیچ نشانی از پدر ندارد ، پدر او که علامه و نظریه پرداز انقلاب بود و امروز پسر بی بصیرت و به دلیل آبروی پدر به سمت نمایندگی انتخاب شده است اما حتی درک مسئله از شرایط روز انقلاب اسلامی را ندارد و علی رغم اینکه بارها از سوی مسئولین و به خصوص قوه قضائیه توجیه شده و قانونی بودن عمل حصر سران فتنه برای وی توضیح داده شده است اما به چه انگزه ای این روش را ادامه می دهد و لکن می توان مواردی را حدس زد از جمله اینکه:
وی به واسطه پدر شهیدش مورد اعتماد ملت قرار گرفته و نماینده شده ولی بصیرت لازم را ندارد و قدرت درک شرایط انقلاب و نظام را ندارد لذا بازیچه دست دشمنان و منافقین قرار گرفته است.
وی از سوی افرادی تطمیع شده است و منافع شخصی خود را بر مصلحت نظام ترجیح می دهد.
وی در پی توجه ویژه رسانه ها می باشد چه رسانه های داخلی و چه خارجی تشنه شهرت و .. عده ای است لذا به خود اجازه می دهد هر جمله ای را به زبان آورد حتی اگر توهین به ملت بزرگ باشد ، صرف پسر شهید بودن ملاک نیست مگر اینکه راه پدر را برود و گرنه پسر کو ندارد نشان از پدر ، تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
محمود زارعی
