پروفسور یحیی کمالیپور راوری می گوید: تصمیم داشتم نخستین مرکز فرهنگی را در زادگاهم، راور بنا کنم؛ سال ۱۳۸۶ در یکی از سفرهایم به ایران، خبر راهاندازی «بنیاد فرهنگی پروفسور یحیی کمالیپور» را اعلام کردم که در رسانههای جمعی بازتاب داشت اما متأسفانه درخواست ثبت بنیاد در پیچ و خم اداری گیر کرد و پس از گذشت بیش از یک سال نیز پاسخی دریافت نکردم.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کاروانسرا؛ پروفسور یحیی کمالیپور راوری از معدود چهرههای بینالمللی ارتباطات ایران و رئیس انجمن جهانی ارتباطات است.
کمالی پور در نامهای خطاب به معاون وقت برنامهریزی و توسعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هدف دیگر از تأسیس این بنیاد را ایجاد امکانات آموزشی از جمله مدارس و مجتمعهای فرهنگی در مناطق محروم کشور جهت ارتقای سطح آگاهی جوانان و توسعه ملی در اقصی نقاط ایران عنوان کرد.
پروفسور کمالیپور همچنین از ایجاد و ساخت مجتمع فرهنگی و ارتباطی در زادگاه خود راور کرمان به عنوان پروژه این بنیاد نام می برد و اعضای هیأت مؤسس این بنیاد غیرانتفاعی را مرحوم پروفسورکاظم معتمدنژاد (آن زمان در قید حیات بود)، دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر مهدی محسنیانراد، دکتر حسامالدین آشنا، پروفسور حسامالدین بیان، دکتر محمد سلطانیفر، دکتر حسن نمکدوست تهرانی، دکتر یونس شکرخواه، امیرعباس تقیپور، دکترحمید ضیاییپرور و دکترعلی اصغر محکی معرفی کرد و قرار شد بنده روند ثبت و اجرای این بنیاد را پیگیری کنم و در همان سفر، اعضای هیأت مؤسس و تعدادی از استادان ارتباطات جلسهای را تشکیل دادند.
در اینباره یکی از دوستان وی می گوید متأسفانه پیگیریهای مختلف به نتیجه نرسید و در تیرماه ۸۷ ایمیلی را از ایشان دریافت کردم که در بخشی از آن، آمده بود: به نظر می رسد که بهتر است دور بنیاد (فرهنگی پروفسور یحیی کمالی پور) را خط بکشیم چون سلسله مراتب اداری و موانع آنقدر در ایران زیاد هستند که انسان از کار نیکو کردن هم پشیمان می شود! …البته همیشه در مسیر خدمت به هموطنان و جوانان راههای دیگری نیز هست. از زحمات شما و همکارانتان …” البته بعد از این ایمیل هم، تا چند ماه پیگیری کردیم اما نتیجه نگرفتیم.
تصمیمی که خیلی دیر گرفته شد و خیلی زود هم پروندهاش مختومه شد!
پروفسور یحیی کمالیپور در صفحه های ۳۲۳و ۳۲۴ کتاب زندگی نامه اش یعنی «”مسافر دهکده جهانی”که ماجرای هیجان انگیز زندگی پروفسور کمالیپور از روستای خیرآباد راور تا ایالات متحده امریکا است»در این باره نوشته: پس از سفرهایی به ایران و شناخت نسبی نیازهای جامعه، به ویژه مشکلات جوانان، به پیشنهاد چند تن از دوستان و همکاری آنها تصمیم گرفتم بنیادی فرهنگی راه اندازی کنم. هدفم از این کار، ارتقای سطح آگاهی جوانان از راه ایجاد امکانات آموزشی، مانند مدرسه و مجتمع فرهنگی، در مناطق محروم بود.
تصمیم داشتم نخستین مرکز فرهنگی را در زادگاهم، راور، بنا کنم. سال ۱۳۸۶ در یکی از سفرهایم به ایران، خبر راهاندازی «بنیاد فرهنگی پروفسور یحیی کمالیپور» را اعلام کردم که در رسانههای جمعی بازتاب داشت. اعضای هیأت موسس بنیاد نیز تعیین شدند و نشستی با هم برگزار کردیم. سپس با همکاری آقای امیرعباس تقی پور، مدارک لازم را برای ثبت بنیاد تهیه کردیم و به وزارت ارشاد تحویل دادیم.
متأسفانه درخواست ثبت بنیاد در پیچ و خم اداری گیر کرد و پس از گذشت بیش از یک سال نیز پاسخی دریافت نکردم. در نهایت، پس از مشورت با چند نفر از افراد باتجربه در فعالیتهای فرهنگی، به این نتیجه رسیدم که انجام کارهای فرهنگی در ایران آسان نیست و گاه حتی گرفتار پیچ و خم مسائل سیاسی و جناحی میشود. به همین سبب، طرح ایجاد بنیاد را متوقف کردم اما هنوز این آرزو را در دلم زنده نگه داشتهام تا روزی که شرایط بهتری برای انجام آن فراهم شود.
انتهای پیام/
آقای پروفسور ضمن احترام به نیت شما باید عرض کنم ما غایت فرهنگ هستیم .و همه ما در خانه قرآنی داریم که اگر به آن عمل کنیم سعادتمندیم . مشکل ما اقتصادی و بیکاری است . شما دلار خرج می کنید اما حوانان ما باید پول شارژ کش بروند و خودشان را در فضای مجازی سرگرم کنند تا از دام تبعات بیکاری فرار کنند و نامامیدانه به آینده زندگی را سپری کنند . شما بفرمائید یک جوان جند روز یا چند سال می تواند با کله خشک از صبح تا ظهر در خانه بماند و دنبال ارام کردن ذهن خود به صورت مصنوعی و استفاده از مواد نرود که در راور هم زمینه اش بسیار مناسب است و …..