عناصر منطقهای و بینالمللی نقش بسیار مهمی در فهم روابط ایران و روسیه دارند. مسائل منطقهای از قبیل ناامنی و بیثباتی در آسیای مرکزی و قفقاز، خاورمیانه، مسائل عراق، افغانستان و بحران سوریه، در فهم روابط دو کشور بسیار مؤثر است. “کاروانسرا”: چگونه می توان روابط ایران و روسیه را فهمید؟ مقدمه روابط ایران و […]
عناصر منطقهای و بینالمللی نقش بسیار مهمی در فهم روابط ایران و روسیه دارند. مسائل منطقهای از قبیل ناامنی و بیثباتی در آسیای مرکزی و قفقاز، خاورمیانه، مسائل عراق، افغانستان و بحران سوریه، در فهم روابط دو کشور بسیار مؤثر است.
“کاروانسرا”: چگونه می توان روابط ایران و روسیه را فهمید؟
مقدمه
روابط ایران و روسیه طی سده های متمادی دچار فراز و نشیب های زیادی بوده است. زمانی که در دوره ی پترکبیر در پایان قرن هفدهم و آغاز قرن هیجدهم به دنبال سیاست نگاه به اروپا و گشودن درهای روسیه به سوی فرهنگ و صنعت غرب، مفهوم شرق و جنوب در سیاست خارجی روسیه تعریف ویژه ای یافت، در دستگاه سیاست خارجی روسیه نیز توجه ویژه ای به شناخت کشورهای این حوزه از جمله ایران صورت گرفت البته موریل آتکین، مورخ آمریکایی صحت این استراتژی را (دستیابی به آب های آزاد) از سوی روسیه در برابر ایران بر اساس واقعیت های تاریخی مردود دانسته است.
به نظر او علت طرح این بحث به دغدغه اروپایی ها به ویژه انگلستان در مورد توسعه نفوذ روسیه به سوی تنگه های بسفر و داردانل و نیز هندوستان مربوط می شود. در طول قرن هیجده و نوزده، روابط دو کشور به صورت مداوم رو به افزایش گذاشت و به ویژه در قرن نوزده روسیه تزاری به یکی از عوامل تعیین کننده در سیاست ایران تبدیل شد.
با ورود به قرن بیستم و با شکل گیری حکومت بلشویک ها در روسیه و با بیشتر شدن فعالیت حزب توده در ایران و پس از آن و اتفاقاتی که در حاشیه جنگ جهانی دوم میان این دو کشور رخ داد روابط دو کشور رو به تیره گی گذاشت. در طول جنگ سرد نیز روابط دو کشور بیشتر متأثر فضای جنگ سرد و دوقطبی حاکم بر نظام بین الملل بود. با فروپاشی شوروی زمینه برای گسترش روابط دو کشور در حوزه های مختلف مهیا شد.
در سیاست رسمی دولت روسیه نسبت به پرونده هسته ای ایران، تأکید بر حق حاکمیت دولت ایران، تأکید بر پایبندی ایران به مقررات ان.پی.تی و منشور ملل متحد، و عدم ایجاد هزینه از سوی این پرونده برای روابط آن کشور با غرب بوده است.
هدف پژوهش این است تا روابط این دو کشور با یکدیگر فهم شود. بنابراین سوال اصلی که در این پژوهش مطرح می شود این است که کدام یک از عناصر تأثیر گذار بر شکل گیری روابط یعنی عنصر ملی یا روابط دوجانبه، عنصر منطقه ای و عنصر بین المللی تصویر شفاف تری را برای فهم روابط دو کشور ارائه می دهد؟ برای رسیدن به این منظور در یک بخش روابط دوجانبه دو کشور و در بخش دیگر عنصر منطقه ای تأثیرگذار بر روابط دو کشور و در نهایت عنصر بین المللی تأثیرگذار بر روابط دو کشور سنجیده می شود تا نسبیت این متغیر ها نسبت به هم سنجیده شود.
الف- روابط دوجانبه
پس از فروپاشی شوروی هم ایران و هم روسیه دلایل متعددی برای توسعه روابط دوجانبه پیدا کردند. در روسیه به دلایل شرایط اقتصادی از هر گونه همکاری با کشورهایی که قادر بودند ارزهای معتبر را به درون اقتصاد بیمار این کشور تزریق نمایند استقبال می شد و ایران نیز به دلیل تحریم های آمریکا هرگونه گشایشی در بن بست تکنولوژیکی خود را به مثابه یک فرصت تازه مورد توجه قرار می داد.
خوداری کشورهای غربی از همکاری با ایران در زمینه های تسلیحاتی و همچنین تکنولوژی های حساس، موجب شد که روابط ایران و روسیه در سطح دو جانبه به طور عمده به سمت اینگونه همکاری ها گرایش پیدا کند.همکاری هسته ای ایران و روسیه که مهمترین حوزه همکاری دو کشور محسوب می شود در واقع محصول شکل گیری چنین وضعیتی در روابط ایران و غرب است.
در حوزه فرهنگی روسیه به دلیل اینکه یک کشور اوراسیایی است دارای فرهنگ های مختلفی است. در قسمت غربی اشتراکات فرهنگی بیشتری با اروپا دیده می شود و در قسمت شرقی روحیات آسیایی و شرقی کاملاً آشکار است در قسمت جنوبی مخصوصاً جمهوری ها و مناطق قفقاز شمالی و عموماً مسلمان نشین اشتراکات فرهنگی با ایران وجود دارد و علی رغم ۷۰ سال حاکمیت کمونیسم، مردم این منطقه تعلقات مذهبی و فرهنگی را حفظ کردند.
مسلمانان روسیه اعم از تاتارها، باشقیرها، داغستانی ها توجه و علاقه خاصی به ایران دارند، اما نفوذ و حضور مسلمانان در میان حاکمیت روسیه جدی و چشمگیر نیست و سیاست خارجی روسیه توسط نهادهایی طراحی و تنظیم می شود (کرملین، شورای امنیت، وزارت امور خارجه) که مسلمانان در میان آنها نفوذ چندانی ندارند.
بنابراین در بعد فرهنگی عامل مسلمانان خیلی موثر در مناسبات دو کشور ایران و و روسیه نیست. به غیر از وجود حدود ۲۰ میلیون مسلمان در روسیه پیوند فرهنگی عمیق دیگری نمی توان بین ایران و روسیه ذکر کرد. علائق و ارتباطات فرهنگی که بر اثر ۴۰۰ سال مناسبات دو کشور هم ایجاد شده بود در زمان ۷۰ سال حاکمیت کمونیسم بر این منطقه گسسته است.
جغرافیای ایران به دلیل موقعیت خود و نیز همجواری با مناطق پیرامونی که موقعیت ژئوپلتیک خاص خود را دارند ذاتاً بین المللی است.تمایلات استراتژیک روسیه برای نقش آفرینی در عرصه بین المللی در طی سده های گذشته و زمان حاضر، و نیز تمایلات استراتژیک ایران برای بازیگری در عرصه منطقه ای، بستر بین المللی شدن روابط دو کشور را فراهم است.
در حوزه اقتصاد نیز از نظر مقامات کرملین، ایران با گشودن دروازه های اقتصادی خود به سوی برخی محصولات نظامی و غیر نظامی (تجاری و صنعتی) روسی، یک فرصت اقتصادی بزرگ به شمار می رود مطلوبیت اقتصادی ایران برای روسیه را می توان در چهار حوزه تقسیم بندی کرد: ۱-صدور کالاهای صنعتی و تجاری، ۲-صدور تسلیحات متعارف نظامی ۳-ساخت نیروگاه اتمی، ۴-سرمایه گذاری در حوزه های نفت و گاز ایران، ولی با این حال حجم مبادلات دو کشور حدود یک درصد کل مبادلات تجاری روسیه با خارج از کشور را تشکیل می دهد.
بر خلاف سودآوری و مطلوبیت اقتصادی تهران برای مسکو، ایران از این مناسبات چندان سود نمی برد. اگر بخواهیم این مناسبات را به نوعی در سه حوزه تجاری، نظامی و انرژی تقسیم بندی کنیم، شاید بتوان چنین ادعا کرد که ایران در هر سه حوزه، منافع اقتصادی شکننده، نامطمئن و حتی اختلاف زا دارد.در حالت کلی روسیه در میان عمده شرکای تجاری اصلی ایران جایگاه مهمی ندارد بنابراین عنصر دوجانبه نقش کم رنگی در تبیین و فهم روابط دوکشور ایفا می کند.
ب- عنصر منطقه ای
موقعیت جغرافیایی روسیه به نحوی است که بیشترین آسیب پذیری برای این کشور از طریق مرزهای جنوبی در آسیای مرکزی، دریای خزر و قفقاز امکان پذیر است. به نظر کارشناسان ژئوپلتیکی، این مناطق مکمل موقعیت جغرافیایی سیاسی روسیه می باشد و در صورت واگرایی این مناطق موقعیت روسیه با خطر جدی مواجه می شود.
در دکترین سیاست خارجی روسیه تشکیل کمربندی از همجواری مسالمت آمیز پیرامون مرزهای این کشور و تلاش برای نابودی زمینه های تنش و درگیری و پیشگیری از پیدایش مشکلات در مناطق نزدیک به روسیه به عنوان یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی روسیه تعریف شده است. ایران تنها کشوری است که با این سه حوزه مرز مشترک دارد و این ویژگی جغرافیایی باعث شده تا نقش ممتازی در سیاست خارجی روسیه پیدا کند.
ایران و روسیه به تدریج در منطقه آسیای مرکزی، خزر و قفقاز به درک مشترکی از منافع متقابل رسیدند که مبنایی برای همکاری آنها در این مناطق شد. خطر گسترش نفوذ قدر تهای غربی و متحدان آنها (ترکیه، اسرائیل، عربستان و پاکستان)، سرایت بحران های موجود در منطقه به درون مرزهای دو کشور و بستر ایجاد شده براساس قرارداد سال ۱۹۸۹ ، در گسترش این همکاری بسیار مؤثر بود.
هم در آسیای مرکزی و هم در خزر و قفقاز، دو کشور قابلیت و ظرفیت آن را دارند که نهادهایی مؤثر برای حل و فصل مسائل و توسعه امنیت و همکاری ایجاد کنند. در واقع، از نگاه تهران و مسکو حرکت های تندرو قومی و مذهبی در مناطق مشترک میان دو کشور، منافع آنها را به خطر می اندازد و از این رو، در بسیاری از زمینه ها به همدیگر نه به عنوان رقیب، بلکه چون همکار نگریسته و تلاش هایی را با هدف حل و فصل مسائل به عمل آورده اند. ایران حضور روسیه را در سازمان کنفرانس اسلامی به رسمیت شناخت. در مقابل، روس ها نیز با حضور ایران به عنوان عضو ناظر در سازمان همکاری شانگهای موافقت کردند. در مورد برخی مسائل منطقه ای دیگر نیز دو طرف موضع نزدیک و موافقی با هم دارند.
مثال روشنی که در این مورد می توان زد، ارزیابی دو کشور از جنگ بین گرجستان و اوستیای جنوبی و آبخازیا است. باوجود اینکه اولین واکنش تهران به این مسئله خیلی با احتیاط بود و تنها به ابراز نگرانی از تبدیل این جنگ به یک جنگ منطقه ای محدود می شد، اما سخنان بعدی رئیس جمهوری ایران آشکارا کشورهای غربی و اسرائیل را در به راه انداختن این جنگ مسلحانه مقصر می دانست. اما تفلیس قادر نبود در برابر مداخله “قدرت های سوم” ایستادگی کند. در همین رابطه، هم احمدی نژاد و هم متکی هر دو به عادلانه بودن اقدام مسکو تأکید داشتند.
هم ایران و هم روسیه ازانجام اصلاحات در ساختار نظام سیاسی کنونی سوریه به منظور ایفای نقش گسترده تر مردم سوریه برای تعیین سرنوشتشان حمایت میکنند و معتقدند از طریق مسالمت آمیز میتوان به راهکاری برای همکاری بین دولت و مخالفان دست یافت.
در منطقه خاورمیانه نیز سه عامل باعث شده تا فرصت جدیدی در این حوزه برای همکاری منطقه ای ایران و روسیه فراهم شود. عامل اول تقویت جایگاه و نقش ایران در تحولات این منطقه به دلیل روی کار آمدن دولتی شیعه و طرفدار ایران در عراق و نیز پیروزی نیروی حماس در فلسطین است. عامل دوم فعالتر شدن روسیه در روند تحولات خاورمیانه و خلیج فارس است که حمایت از حماس علی رغم فشار غرب نمونه آن است. عامل سوم بحران سوریه است. منطقه خاورمیانه و به ویژه بحران سوریه که تبدیل به بحران بین المللی شده است نمایانگر منافع مشترک دو کشور است و مشترکات فراوان میان سیاست ایران و روسیه در ارتباط با تحولات سوریه را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد :
۱-از دیدگاه ایران، سوریه خط مقدم جبهه توسعه طلبی اسراییل است و اگر دولتی غربی در سوریه بر سرکار آید قطعا به نفع ایران و جبهه مقاومت نخواهد بود، جمهوری اسلامیایران از دولتی حمایت میکند که متحد مقاومت است. از نگاه روسیه این وجه موضوع که نباید در سوریه با مداخله غرب حکومتی طرفدار آمریکا دردمشق به قدرت برسد با نگاه ایران نزدیک است . اما در باره وجه ضد اسرائیلی بودن آن و حمایت از مقاومت، مسکو دیدگاه متفاوتی دارند.
۲- هم ایران و هم روسیه ازانجام اصلاحات در ساختار نظام سیاسی کنونی سوریه به منظور ایفای نقش گسترده تر مردم سوریه برای تعیین سرنوشتشان حمایت میکنند و معتقدند از طریق مسالمت آمیز میتوان به راهکاری برای همکاری بین دولت و مخالفان دست یافت.
۳- روسیه و ایران با مداخلات سایر کشورها در زمینه مسلح کردن مخالفان اسد به شدت مخالف هستند و این اقدام را زمینهساز منطقهای شدن بحران در خاورمیانه میدانند .
۴- روسیه و ایران از طرح کوفی عنان حمایت کردند اما در همین حال در باره عملکرد نیروهای ناظر صلح و گرایشهای نفوذی بین آنها نگران هستند.
۵- روسیه و ایران با به قدرت رسیدن گروههای اسلامی تندرو وهابی که با عربستان ارتباط نزدیک دارند مخالف هستند. روسیه و ایران با مداخله نظامی در سوریه تحت هر پوشش و عنوانی مخالف هستند و با هراقدام مداخله جویانهای که مردم سوریه را از حق تعیین سرنوشت خود محروم سازد، مخالف هستند.
ایران و روسیه سطح بحران در سوریه را نه یک بحران داخلی محدود بلکه بالقوه یک بحران منطقه ای و بین المللی میبینند که تنها درسایه همکاری همهجانبه قابل حل و فصل خواهد بود.
از مسائل منطقه ای دیگر می توان همکاری در زمینه قاچاق غیرقانونی مواد مخدر را نام برد. در سال ۲۰۰۳ میان روسای سرویس فدرال مبارزه با مواد مخدر فدراسیون روسیه و ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران پروتکل همکاری در این زمینه امضا شد. تقویت روزافزون همکاری ها در زمینه مبارزه با مواد مخدر و طرح ریزی اقدام های مشترک در زمینه مبارزه با تهدید قاچاقچیان افغانی در اکتبر سال ۲۰۰۸ در جریان دیدار دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران، احمدی مقدم از مسکو مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
از نگاه تهران و مسکو حرکت های تندرو قومی و مذهبی در مناطق مشترک میان دو کشور، منافع آنها را به خطر می اندازد و از این رو، در بسیاری از زمینه ها به همدیگر نه به عنوان رقیب، بلکه چون همکار نگریسته و تلاش هایی را با هدف حل و فصل مسائل به عمل آورده اند.
با وجود این اما در مواردی نیز دو دولت اختلاف های مهمی داشته و دارند. در این رابطه می توان به مسایل دریای خزر به عنوان یکی از حوزه های حساس روابط دو دولت اشاره کرد. بر خلاف توافق های اولیه، دولت روسیه با بستن قرارداد تقسیم دریا با کشورهای همسایه خود، در عمل ایران را در یک وضعیت مبهم و دشوار قرار داده است. اگرچه در موضوعاتی مانند شیلات، کشتیرانی، محیط زیست و غیره، پنج دولت ساحلی به توافق هایی رسیده اند، اما بحث تقسیم بسیار پیچیده و دشوار است و در شرایط کنونی امکان دست یابی به توافق وجود ندارد و بخش مهمی از این مسئله به اقدام روسیه برمی گردد.
علاوه بر این می توان به کارشکنی مسکو در عملی شدن پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد سازمان کشورهای ساحلی نیز توجه کرد. دولت روسیه چندان قائل به شکل گیری نهاد های منطقه ای با حضور سایر قدرت های منطقه نیست و معمولاً از شکل گیری چنین نهادهایی جلوگیری می کند. در کل عنصر منطقه ای به دلیل همجواری دو کشور با یکدیگر و وجود منافع مشترک و نقش اثرگذار دو کشور در مناطق پیرامونی، نقش بسزایی در فهم و تبیین روابط ایران و روسیه دارد.
ج- عنصر بین المللی
در روابط ایران و روسیه عامل بین المللی همیشه برجسته بوده است عواملی مانند جغرافیای استراتژیک، تمایلات استراتژیک ایران و روسیه، پیوند روابط ایران و روسیه با مناسبات قدرت های خارجی و ساختار نظام بین الملل از نشانه های بین المللی بودن روابط دو کشور است.جغرافیای ایران به دلیل موقعیت خود و نیز همجواری با مناطق پیرامونی که موقعیت ژئوپلتیک خاص خود را دارند ذاتاً بین المللی است.
تمایلات استراتژیک روسیه برای نقش آفرینی در عرصه بین المللی در طی سده های گذشته و زمان حاضر، و نیز تمایلات استراتژیک ایران برای بازیگری در عرصه منطقه ای، بستر بین المللی شدن روابط دو کشور را فراهم است. نقش قدرت های بزرگ نیز در بین المللی شدن روابط دو کشور بسیار مهم بوده است. در قرن هیجده و نوزده و اوایل قرن بیستم، کشور انگلیس، در سالهای جنگ اول و دوم کشور، آلمان، از پایان جنگ جهانی دوم تا جنگ سرد و حتی تا حال حاضر، کشور آمریکا، در قالب کشور بزرگ ثالث در بین المللی شدن روابط ایران و روسیه نقش ایفا کرده اند.
در رابطه با نظام بین الملل نیز تهران و مسکو با نظام بین المللی تک قطبی، هژمونی آمریکا، و یکجانبه گرایی آن مخالفت جدی دارند. جلوگیری از فشارهای آمریکا برای منزوی ساختن ایران و روسیه، دستیابی به قدرت مانور بیشتر در سطح بین المللی با همکاری دولت های مستقل یا ناراضی از وضع موجود و جلوگیری از گسترش ناتو از مهم ترین موضوعات مشترک در حوزه سیاست این دو کشور بوده است.
خوداری کشورهای غربی از همکاری با ایران در زمینه های تسلیحاتی و همچنین تکنولوژی های حساس، موجب شد که روابط ایران و روسیه در سطح دو جانبه به طور عمده به سمت همکاری های دو جانبه گرایش پیدا کند.
موضوع پرونده هسته ای ایران از جمله فکت های نشانگر بین المللی بودن روابط دو کشور است که موجبات بین المللی شدن روابط ایران و روسیه را فراهم کرده است زیرا در قالب شورای امنیت سازمان بین الملل حساسیت بازیگران بین المللی را نسبت روابط ایران و روسیه در پی داشته است. در سیاست رسمی دولت روسیه نسبت به پرونده هسته ای ایران، تأکید بر حق حاکمیت دولت ایران، تأکید بر پایبندی ایران به مقررات ان.پی.تی و منشور ملل متحد، و عدم ایجاد هزینه از سوی این پرونده برای روابط آن کشور با غرب بوده است؛ به طوری که مسکو در حالیکه به عنوان یکی از موانع پیشرفت پرونده در مسیر دلخواه آمریکا عمل کرده، اما سرانجام به آرامی به انتقال پرونده به شورای امنیت سازمان ملل متحد و تصویب چهار قطعنامه علیه ایران رأی داده است.
برخی تحلیل گران بر این باور هستند که سیاست روسیه در قبال برنامه هسته ای ایران متأثر از این سه عامل بوده است: ابهام و تردید نسبت به اهداف ایران، تلاش برای تأمین منافع اقتصادی خود و تلاش برای مشارکت در مدیریت این بحران.از این نگاه، باید فعالیت های ایران مورد نظارت کامل قرار گرفته و از انحراف آن جلوگیری شود، اما این کار باید بدون لطمه زدن به روابط دو کشور و حفظ تعامل اقتصادی و سیاسی دو طرف انجام گیرد.
به قول واسیلی لیخاچیوف معاون کمیته امور بین المللی دوما: «روسیه خواستار محدود کردن حاکمیت ایران بر انرژی اتمی نیست، اما ما به امنیت بین المللی اهمیت می دهیم و نباید تعامل با دیگر اعضای شورای امنیت را تضعیف کنیم». این فکت ها به نوبه خود بین المللی بودن روابط ایران و روسیه را به تصویر می کشد.
نتیجه
در سخنرانی سالانه پوتین در جمع نمایندگان دوما و شورای فدراسیون در طی سال های گذشته هیچگاه به ایران اشاره نشده است. در سند دکترین سیاست خارجی روسیه نیز پس از ذکر اهمیت رابطه با آسیا و برجسته کردن جایگاه کشورهای چین و هند تمایل این کشور برای توسعه مناسبات با ژاپن و کشورهای آسیای جنوب شرقی ذکر شده است و سپس به موضوع ایران اشاره شده و در این خصوص چنین آمده است: توسعه روابط با ایران امر مهمی است. علاوه بر این روسیه و ایران شرکای تجاری مهم هم محسوب نمی شوند. این مسائل نمایانگر این است که عنصر روابط دوجانبه برای فهم و تبیین ماهیت واقعی روابط ایران و روسیه ناکافی است.
هدف در این پژوهش این بود تا نشان داده شود عناصر منطقه ای و بین المللی به جای عنصر روابط دو جانبه نقش بسیار مهمی در فهم روابط ایران و روسیه دارند. مسائل منطقه ای از قبیل ناامنی و بی ثباتی در آسیای مرکزی و قفقاز، خاورمیانه، مسائل عراق، افغانستان و بحران سوریه، در فهم روابط دو کشور بسیار موثر است با توجه به اینکه ایران بعنوان بازیگری فعال و موثر در این مسائل ایفای نقش می کند برای روسیه بسیار حائزاهمیت است.
مسایل بین المللی نیز مانند ژئوپلتیک بین المللی ایران، تمایلات استراتژیک دو کشور، نقش بازیگر سوم و در نهایت ساختار نظام بین الملل، برای فهم روابط دو کشور بسیار حائز اهمیت هستند. هم ایران و هم روسیه دو بازیگر مهم و تأثیرگذار در سطح بین المللی تلقی می شوند. روسیه به دلیل داشتن قدرت هسته ای، حق وتو در شورای امنیت و هژمونی انرژی همچنان در زمره قدرت های جهانی قرار دارد و جمهوری اسلامی ایران نیز به دلیل موقعیت برجسته ای که در منطقه ژئواستراتژیک خاورمیانه و جهان اسلام دارد، در واقع یک قدرت منطقه ای با تأثیرگذاری بین المللی است به همین دلیل روابط میان ایران و روسیه به ویژه در حوزه های استراتژیک مانند همکاری های تسلیحاتی و یا همکاری در زمینه فناوری هسته ای از ابعاد بین المللی بر خوردار شده است.
منابع و مأخذ
سنایی، مهدی (۱۳۸۷)، “روابط ایران و روسیه: مشکلات و دورنمای پیش رو”، در کتاب روابط ایران و روسیه به کوشش مهدی سنایی و جهانگیر کرمی، انتشارات ایراس.
کاظم پور، سید محمد، “عنصر بین المللی در روابط ایران و روسیه”، در کتاب روابط ایران و روسیه به کوشش مهدی سنایی و جهانگیر کرمی، انتشارات ایراس.
کولایی، الهه(۱۳۸۷)، “روابط ایران و روسیه: تداوم یا تغییر”، در کتاب روابط ایران و روسیه به کوشش مهدی سنایی و جهانگیر کرمی، انتشارات ایراس.
نعمتی زرگران، علی باقر (۱۳۸۷)، ” جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی روسیه”، در کتاب روابط ایران و روسیه به کوشش مهدی سنایی و جهانگیر کرمی، انتشارات ایراس.
شوری، محمود(۱۳۸۷)، “گفتمان کاوی در روابط ایران و روسیه”، در کتاب روابط ایران و روسیه به کوشش مهدی سنایی و جهانگیر کرمی، انتشارات ایراس.
کیانی، داوود، “آسیب شناسی روابط ایران و روسیه”، در کتاب روابط ایران و روسیه به کوشش مهدی سنایی و جهانگیر کرمی، انتشارات ایراس.
کرمی، جهانگیر (۱۳۸۹)، “روابط ایران و روسیه در سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۸: بسترها، عوامل و محدودیت ها”، مطالعات اوراسیای مرکزی، مرکز مطالعات عالی بین المللی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سال سوم، شماره ۶، صحفات ۱۳۶-
منبع فارس قاسم اصولی
