“کاروانسرا”در سالهای اخیر تحرک برخی از فعالترین گروههای جدایی طلب بسیار منسجمتر از قبل گردیده و این گروهها تلاشهای فراوانی را در راستای همگرایی بیشتر برای تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران و رسیدن به اهدف خود انجام داده اند. تشکیل انجمنهایی نظیر کنگره ملتهای فدرال ایران، تاسیس شبکههای ماهوارهای رادیویی و تلویزیونی، تاسیس وب […]
“کاروانسرا”در سالهای اخیر تحرک برخی از فعالترین گروههای جدایی طلب بسیار منسجمتر از قبل گردیده و این گروهها تلاشهای فراوانی را در راستای همگرایی بیشتر برای تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران و رسیدن به اهدف خود انجام داده اند.
تشکیل انجمنهایی نظیر کنگره ملتهای فدرال ایران، تاسیس شبکههای ماهوارهای رادیویی و تلویزیونی، تاسیس وب سایتهای فعال و به روز، برگزاری کنفرانسها و همایشهای گوناگون با موضوعاتی چون فدرالیسم در ایران و . . . ازجمله شاخصهای نرم این متغیر محسوب میگردند. درمقابل اقدامات خشونت آمیز تروریستی که توسط گروهکهایی چون پژاک و جندالله در یک دهه گذشته صورت پذیرفته و میپذیرد ازجمله شاخصهای سخت این متغیر هستند. در ادامه به این شاخصها خواهیم پرداخت.
اقدامات جدایی طلبانه به شیوه نرم
گروههای سیاسی فراوانی در نقاط مرزنشین کشور و در شهرهای مرزی که ظرفیت فعالیت گروههای قومی را دارد وجود داشته و دارد. در تاریخ معاصر ایران بسیاری از این گروهها به وجود آمدهاند؛ برخی همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند و برخی دیگر به دلایل گوناگون از بین رفتهاند. در سالهای اخیر تحرک برخی از فعالترین این گروهها بسیار منسجمتر از قبل گردیده و این گروهها تلاشهای فراوانی را در راستای همگرایی بیشتر برای تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران و رسیدن به اهدف خود انجام دادهاند به گونهای که امروز حدود ۱۶ تشکل فعال ترک، کرد، بلوچ، ترکمن و عرب در قالب تشکیلاتی با نام کنگره ملیتهای فدرال ایران که در سال ۲۰۰۵ کار خود را آغاز کرد فعالیت خود را به طور هماهنگ پیش میبرند. با مراجعه به وب سایتهای هرکدام از این گروهها اخبار، مقالات و گزارشهایی هماهنگ به چشم میخورد گویی که تمام این تشکلها از یک منبع تغذیه میشوند. در ادامه ضمن آشنایی و معرفی این کنگره و پرداختن به اهداف، آرمانها و تشکیلات آن به معرفی برخی از گروههای عضو این تشکیلات خواهیم پرداخت.
تشکیل کنگره ملیتهای فدرال ایران
کنگره ملیتهای ایران فدرال به منظور ایجاد یک ائتلاف بزرگ ملی به ابتکار هفت سازمان قومیتی فعال تشکیل گردید و تا به امروز توانسته است ۱۶ سازمان سیاسی را جذب نماید. این کنگره همچنان در حال مذاکره با شخصیتها و سازمانهای دیگر تاثیرگذار در مقوله قومیت است تا آنها را نیز جذب نماید.
در مقدمه اساسنامه این کنگره با اشاره به تبعیضها و ستمهای رواداشته شده در نظام جمهوری اسلامی ایران علیه قومیتها و اقلیتهای ایرانی آمده است:
« ایران از آن همه مردم، و همه ملیت ها ی ایران است، حقی که تا کنون از اکثریت آ نان سلب شده است. ما ستم ها ی ملی و بی عدا لتی ها ئی را که بر آ نا ن رفته است احساس می کنیم ، و به همین جهت، فدا کا ریها و زحماتی را که فرزندان این مرز و بوم به منظور برقراری عدا لت و آ زا دی در ایران تحمل کرده اند، پاس میداریم. ما بر این باوریم که مشروعیت سیا سی هر حاکمیتی ، همواره از اعمال اراده مردم سرچشمه میگیرد ، و در ایران کثیر المله ، ضرورتا از منشور اراده ملیتها ی مختلف و رعایت حقوق برابر آنان میگذرد.از آنجائی که بدون شرکت همه ملیتها در اداره کشور ، اداره امور داخلی مناطقی که در آن ساکنند، و ایجاد فرصتهای همسان برای آنان در این زمینه ، امکان دستیابی به آزادی ها ی غصب شده، صلح و پیشرفت واقعی نا ممکن است، ما برقراری حکومت فدرال براساس معیار های ملی و جغرافیا ئی، به عنوان تنها مکانیسم سیا سی قابل دوام را بمنظور اعمال اراده سیاسی همه ملیت ها در چهار چوب ایرا نی آزاد، دموکراتیک و متحد میدانیم»[۱]
در ادامه این بیانیه که در ۲۰ فوریه ۲۰۰۵ در کنگره ملیتهای ایران فدرال و توسط هفت عضو موسس این کنگره به تصویب رسیده است با اشاره به آنکه جمهوری اسلامی سد اول این مجموعه برای رسیدن به اهداف خود میباشد اصول پایهای خود را مطرح نموده است. اولین اصل آمده سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی میباشد. این اصول هشتگانه عبارتند از:
۱- جمهوری اسلامی حکو متی است توتا لیتر و ضد آزادی و حقوق مردم ایران، لذا سرنگونی آن شرط اولیه استقرار یک حکومت فدرا ل و دمو کرا تیک در ایران است.
۲- ما ضمن اعتقاد راسخ به اراده ملت ها در حق تعیین سرنوشت خویش بر مبنای اعلامیه جها نی حقوق بشر و میثا ق ها ی بین المللی ، خوا ها ن حکومتی فدرال در ایران بر اساس معیا رها ی ملی –جغرا فیا ئی در چهار چو ب ایرا ن هستیم.
