آنچه از ظاهر فرآیندی که پیش روی ایران و غرب قرار گرفته برمیآید، آن است که توافق ژنو، گام اول از مجموعه گامهایی است که قرار است بین ایران و قدرتهای بینالمللی اعتماد ایجاد کند. اگر چنین است، روش و منش آمریکاییها بهعنوان اصلیترین عنصر نمایندگیکننده این قدرتها، در این روزها باید بیانگر آن باشد […]
به گزارش “کاروانسرا” آمریکاییها برای دومین بار پس از حصول توافق ژنو یا «برنامه اقدام مشترک»، اخیرا باز هم دست به تحریم یک شرکت دیگر ایرانی زدند. چندی قبل نیز بیش از ۳۰ شخصیت حقیقی و حقوقی بهخاطر نقض تحریمهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، در فهرست سیاه تحریمها قرار گرفتند تا به این ترتیب مشخص شود که آمریکاییها در ادامه تحریمهای خود بر ضد ایران جدیت دارند؛ تا آنجا که حتی صادر کردن چند موتور جت دست دوم به ایران را هم برنمیتابند.
در خصوص اینکه آیا این تحریمها ناقض توافق ژنو هست یا نه، بین اهل نظر اختلاف وجود دارد. برخی نظیر معاون حقوقی و بینالمللی وزارت خارجه، سید عباس عراقچی، چنین تحریمهایی را نه ناقض توافق بلکه خلاف روح آن میدانند. منظور آقای عراقچی از این اظهار نظر احتمالا تناقض این تحریمها با مقوله «حسن نیت» است. آمریکاییها هم معتقدند که توافق ژنو را با اینگونه اقدامات نقض نکردهاند. «ماری هارف»، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده به صراحت گفته است که ایرانیها از قبل میدانستند که آمریکا دست به چنین اقداماتی خواهد زد و با علم به این مساله به توافق با ۱+۵ رسیدند.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان در رسانههای مختلف نظراتی را اعلام کردهاند که بر مبنای آنها باید توافق ژنو را پایان یافته دانست. از نظر این دسته صاحبنظران، قرار دادن اشخاص حقیقی و حقوقی در فهرست سیاه، مصداق تحریم جدید است و این امر نه بهمعنای نقض روح توافق، که به منزله عدول از نفس آن تلقی میشود. محمدجواد لاریجانی، در برنامه شناسنامه مورخ ۲۰ دی، دیدگاهی نزدیک به این معنا را مطرح کرد.
البته در کنار این استدلالها، این موضوع هم مطرح است که هنوز دوران اجرای توافق ژنو آغاز نشده و شاید حتی تحریم جدید پیش از آغاز اجرای این توافق نباید ناقض آن برشمرده شود. البته با چنین استدلالی ایران هم میتواند سانتریفیوژهای جدید نصب کند چرا که هنوز دوره اجرای توافق شروع نشده است. به نظر میرسد هیچکدام از دو طرف توافق تمایل نداشته باشند به این استدلال استناد کنند چون هر دو میخواهند که طرف مقابل از همین حالا به توافق پایبند باشد.
به هر حال، حتی اگر توافق با افزوده شدن نام چندین شرکت جدید به فهرست سیاه تحریمها نقض نگردیده باشد، باز هم جای خوشحالی چندانی نیست. آنوقت این سوال پیش میآید که ایران به چگونه توافقی تن داده است که بر اساس آن شرکتهای ایرانی میتوانند همچون گذشته تحریم شوند و توافق نقض هم نشود؟
این نوشتار بهدنبال آن نیست که در خصوص نفس توافق و نقض شدن یا نشدن آن چیزی بیان کند. بحث در این مرقومه بر سر این است که «پیام سیاسی افزوده شدن نام اشخاص جدید حقیقی و حقوقی به فهرست سیاه تحریمها پس از توافق ژنو چه میتواند باشد؟»
اگرچه مسائل حقوقی در روابط بینالملل مهم هستند اما آنچه بر تمام جوانب این روابط و حتی مسائل حقوقی سایه افکنده است، ارادههای سیاسی است. بر اساس انپیتی بهعنوان یک سند حقوقی، تفاوتی بین ایران و ژاپن نیست اما ژاپن به راحتی به هر میزان که بخواهد غنیسازی اورانیوم انجام میدهد اما ایران برای غنیسازی اورانیوم با موانع بینالمللی مواجه میشود. متن انپیتی در خصوص ایران و ژاپن یکیست اما اراده سیاسی مفسرین انپیتی در قبال ایران و ژاپن یکی نیست. شاید از همین روست که برخی متفکرین روابط بینالملل میگویند که نهادهای بینالمللی نظیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی در واقع چیزی نیستند جز بازتاب منافع قدرتهای بزرگ.
بر این اساس، مهم است بدانیم یا دستکم تحلیل کنیم که افزوده شدن نام شرکتهای جدید به فهرست سیاه تحریمها، چه معنا یا معانی میتواند داشته باشد. در این خصوص شاید سطوح تحلیل مختلف نتایج مختلفی را نشان دهند اما علیرغم تحلیلهای مختلف شاید توجه به یک مفهوم بتواند ما را به اصل موضوع نزدیک کند: «اعتمادسازی».
آنچه از ظاهر فرآیندی که پیش روی ایران و غرب قرار گرفته برمیآید، آن است که توافق ژنو، گام اول از مجموعه گامهایی است که قرار است بین ایران و قدرتهای بینالمللی اعتماد ایجاد کند. اگر چنین است، روش و منش آمریکاییها بهعنوان اصلیترین عنصر نمایندگیکننده این قدرتها، در این روزها باید بیانگر آن باشد که معنای اعتمادسازی برای آنها دقیقا چیست؟ دستکم رفتارهای آمریکاییها پس از حصول توافقی که مدتها بهدنبال آن بودند، میتواند شمهای از تفسیر آنها از مقوله اعتمادسازی را روشن کند.
تلویحا، ادامه سیاست تحریم شرکتها، با استناد به تحریمهایی که قبل از توافق ژنو برقرار بوده است، بهمعنای آن است که ایالات متحده تصمیم ندارد برای آنچه اعتمادسازی خوانده میشود، هزینه چندانی بپردازد. طبعا توقف تحریمها برای دولت آمریکا هزینه دارد چرا که در ساختار تصمیمسازی سیاست خارجی و بالاخص در لابیها و کنگره، ادامه اجرای تحریمها طرفداران بسیار پر و پا قرصی دارد. از نظر اراده سیاسی حاکم بر دولت آمریکا، توافق ژنو دستکم در برهه فعلی، آنقدر ارزشمند نیست که بهخاطر آن با نیروهای قدرتمند حاضر در کنگره و دیگر نهادهای مدنی درافتد. اوباما و تیم سیاست خارجی او صرفا خود را متعهد به عدم تصویب تحریمهای جدید توسط کنگره میبینند – آن هم در چارچوب اختیارات قانونی رئیسجمهور – اما وقتی کار به تحریمهای سابق میرسد، دستکم فعلا نیازی به ایجاد دردسر برای خود ندیده و با تمام توان بهآنها وفادار باقی میمانند.
