پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و سیاستهای جدید توسعهای، طبقه جدیدی را در نظام جمهوری اسلامی پدید آورده که تنها به دنبال رانتجوییهای خود است. به گزارش “کاروانسرا”با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و به وجود آمدن فضای سیاسی اجتماعی جدید در درون نظام جمهوری اسلامی زمینه برای اجرای برنامههای جدید اقتصادی و […]
*افسون ببرهای آسیایی
این فضای جدید متاثر از چند مولفه جدید در عرصه داخلی و خارجی بود از سویی با اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و تفوق غرب در عرصه سیاسی و جهانی ایدئولوژیهای چپگرایانه با خلایی اساسی روبرو شدند که سبب شد تا اندیشههای سوسیالیستی و عدالتگرایانه نیز از روند تفکرات رهبران و مدیران اجرایی کشورهای در حال توسعه خارج شوند.
از سوی دیگر رشد جهشی برخی از کشورهای تحت زعامت بلوک غرب که روشنترین نمونه آن در کشورهای موسوم به ببرهای آسیایی در ناحیه جنوب شرقی آسیا بود بسیاری از رهبران جهان سوم را به این تفکر سوق داد که آزادسازی اقتصادی و گسترش فضای سرمایهداری میتواند سبب رشد و جبران عقبماندگیهای گذشته شود.
فضای ذهنی مدیران نظام جمهوری اسلامی ایران نیز در آن مقطع از این فضای بینالمللی بیتاثیر نبود و ما شاهد بودیم که پس از پایان جنگ همین الزامات بینالمللی و البته تقاضای داخلی برای ایجاد گشایش اقتصادی سبب اجرای سیاستهایی شد که از آن به عنوان دولت سازندگی نام برده میشود.
*سازندگی؛ از اوج تا سقوط
این سیاستها که نقطه اوج آن در دوران چهار ساله اول ریاستجمهوری هاشمیرفسنجانی ایجاد شد متکی بر آزادسازی بازار داخلی اعم از واردات و همچنین فروش ارز، زمینهسازی برای ورود سرمایههای خارجی به کشور و همچنین توسعه مصرف داخلی به عنوان روشی برای تحریک بازار و ایجاد رونق برای صنایع داخلی بود.
این سیاستها در نهایت پس از چند سال به بحران ارزی سال ۱۳۷۴ و بالا رفتن ناگهانی دیون خارجی کشور که اغلب به صورت یوزانس و فاینانس از بانکهای خارجی صورت گرفته بود انجامید.
در نهایت دولت به منظور جلوگیری از واژگون شدن اقتصاد کشور در برخی از این سیاستها تجدید نظر کرد که از جمله میتوان به تثبیت نرخ ارز اشاره کرد اما تبعات آن به نظر میرسد همچنان کشور و نظام اداری را درگیر خود نگه داشته است چه اینکه پس از دولت سازندگی نیز دولت اصلاحات همین مشرب اقتصادی را البته در شکل خفیفتر خود دنبال کرد.
این سیاست اقتصادی و اجتماعی گرچه بعضا به بهبود مالی طبقات تهیدست روستایی و افزایش عظیم طبقه متوسط و هجوم بخش کثیری از جامعه به بازار مصرف انجامید اما نتوانست در میان این گروهها حس تامین و رضایت را به وجود آورد از سویی دیگر این طبقه متوسط جدید فاقد الگوهای یک طبقه متوسط مولد همانند آنچه که در کشورهای غربی شکل گرفته است بود.
این طبقه متوسط جدید عملا به دنبال بالا بردن مصرف کمپانیهای جهانی بود که به تبع آن افزایش گروههای دلال و واسطه و درگیر در مشاغل مرتبط با مبادله کالاهای مصرفی را ایجاد کرد در قلب این طبقه متوسط نوع جدیدی از تراکم و ثروت شکل گرفت و به ظهور طبقه جدیدی از ثروتمندان انجامید.
برای مشاهده این طبقه جدید ثروتمندان کافی است تا نگاهی داشته باشیم به برخی از محلات تهران که گوی سبقت را از آپارتمانهای محلات گران شهرهایی همچون پاریس و لندن را نیز ربودهاند.
*از ۱۰۰ تا ۱۰ هزار میلیارد تومان
این طبقه جدید کلان ثروتمند همچون خاستگاه اصلی خود دو رویکرد اصلی داشت اول ارضای نیازهای مصرفی خود و دوم تامین منافع خود از طریق تامین ارتباطات گسترده با نهادهای دولتی و حکومتی که به تبع آن نیز گسترش فساد را میتوان شاهد بود.
منافع مصرفی این طبقه جدید و ضرورت ادامه پمپاژ کالاهای غربی به داخل کشور عملا ایران را تبدیل به یکی از عظیمترین واردکنندگان کالاهای کمپانی جهانی کرده است. واردات کالاهایی همچون سنگهای زینتی، خودروهای گرانقیمت، تجهیزات صوتی و تلویزیونی و سایر موارد که به شکل تساعدی در سالهای اخیر افزایش پیدا کرده است تنها نمونه کوچک از این مصرفگرایی گسترده بوده که حتی سایر طبقات جامعه را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
رویکرد دوم که همان حفظ منافع تجاری از طریق ایجاد روابط گسترده بروکراتیک است نشانههای مهمی را در طی سالهای اخیر از خود به جا گذاشته است که مهمترین آنها پرونده فسادهایی است که ارقام آنها از ۱۰۰ میلیارد تومان به ۱۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
